گردآوری: مهران فاطمی شهروند یزدی

بنام خدا
واژه " فرهنگ اقتصادی "به مجموعه ای از خرده فرهنگ های تولید ، مصرف و مدیریت اقتصادی،اطلاق می شود.با مقایسه اجمالی هست ها و بایدها، حقیقتی انکار ناپذیر چهره می نماید و آن حقیقت چیزی نیست جز یک اعتراف تلخ. اذعان به اینکه فرهنگ تولید و مصرف و مدیریت اقتصادی از آن‌چیزی که باید باشد فاصله زیادی دارد. به نظر نگارنده مقصر شماره یک این عقب ماندگی، دولت‌ها هستند، به دلیل اینکه رویکرد دولت‌ها به شدت روی رفتارهای افراد مؤثر است؛ "الناس علی دین ملوکهم".
این ملوکهم؛ دولت‌ها و مدیران کشور هستند که با رفتارهای بد خود فرهنگی سست پایه را بنیان می نهند. به عنوان شاهدی بر این مدعا؛ ما می‌گوییم چرا اقتصاد دانش‌بنیان در کشور شکل نمی‌گیرد. پاسخ روشن است؛ وقتی مسئولین یک کشور این تفکر که "امکان ندارد تولیدکننده ایرانی به موفقیت برسد" را القا کنند، معلوم است که دانشمند آن کشور هم ناامید می‌شود. این فرهنگ بد تولیدی که می‌بینیم تا حد زیادی ناشی از رفتارهای بد دولت‌مردان است که در سال‌های اخیر شاهد تشدید آن بوده ایم. جای تأسف است در حالی‌که خیلی از شرکت‌های ما در عرصه بین‌المللی حرف‌های خیلی جدی می‌زنند و شرکتهایی همچون مپنا واقعاً از تکنولوژی در حد روز دنیا استفاده می‌کنند یا خیلی از محصولات ما قابل رقابت با محصولات خارجی هستند،در محصولات دانش‌بنیان ما جزو چند کشور برتر دنیا هستیم و حتی در علوم زیستی همین چندسال پیش که پیشرفت‌های علوم بیوتکنولوژیکی کشور خیلی زیاد شده بود، غربی‌ها بعضاً صحبت می‌کردند که لازم است زبان فارسی یاد بگیریم تا ببینیم ایرانی‌ها در این زمینه چه کار می‌کنند،یک مقام دولتی بگوید مزیت ما در کشور تولید آبگوشت و امثال اینهاست.
وقتی به جای این که روحیه امید دمیده شود، تأکید بر "نمی‌توانیم" می‌شود و فرهنگ ناتوانی تزریق می‌گردد،این فرهنگ، تولید را خراب می‌کند، یعنی مثلاً نیروی تولیدی ما حال و حوصله خلاقیت ندارند، به اینکه بتوانند مؤثر باشند؛ امیدی ندارند، به اینکه بتوانند در سطح بین‌المللی بدرخشند امیدی ندارند و این ناامیدی باعث خمودگی می‌شود و از همه اینها بدتر باعث مهاجرت می‌شود. بخشی از نخبگان ما مهاجرت می‌کنند، برای اینکه به اینها به دروغ گفته شده است شما نمی‌توانید در ایران کاری انجام دهید. همچنین در بحث فرهنگ مصرف، وقتی حاکمان و مدیران با فرهنگ اشرافی‌گری با توده‌های مردم برخورد می‌کنند، فرهنگ مصرف به هم می‌خورد. وقتی که در این فرهنگ، مصرف یک کالای داخلی وجود ندارد، وقتی مقامات خارجی افتخار می‌کنند که کت و شلوارشان چند میلیون قیمت دارد و کالای خارجی است یا کفش‌شان چند میلیون تومان قیمت دارد، خودروی آن‌گونه سوار می‌شوند و در خانه‌های آن مدلی سکونت دارند، میهمانی‌های آن‌گونه برگزار می‌کنند همه اینها به سرعت در توده مردم تزریق و منتشر می‌شود. مردم هم وقتی نگاه می‌کنند می‌بینند فرهنگ قناعت چیز کم‌ارزشی است، چون اگر خوب بود پس چرا مسئولین ما قناعت نمی‌کنند و خودبه‌خود فرهنگ تجمل و مصرف کالاهای خارجی در کشور ترویج می‌شود.
و اما نکته دوم:
در تحقق واقعی اقتصاد مقاومتی توجه به عنصر فرهنگی بسیار اهمیت دارد. هم اکنون در برنامه های دستگاه های اجرایی کمتر به این مساله توجه می شود. در واقع بسیاری از دستگاه های دولتی و غیر دولتی برنامه های اقتصاد مقاومتی را با پیش فرض فرهنگ اقتصادی مادی و غیرالهی تنظیم می کنند، در حالیکه یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی فرهنگ اقتصادی اسلامی است که یکی از مولفه های اساسی آن جهاد اقتصادی است. برخی مسئولین محترم اصولا فرهنگ اقتصادی اسلامی را قابل برنامه ریزی و پیگیری نمی دانند و همین باعث بروز یک شکاف جدی در تحقق اقتصاد مقاومتی شده است.
و نکته بعدی اینکه بسیاری از مردم ما از جزییات و کم و کیف اقتصاد مقاومتی (ظرفیت های ما، علت دشمنی ها و اثرات تحریم ها و نقش هریک از اقشار) آگاه نیستند. در واقع در راستای اقتصاد مقاومتی اقدامات آموزشی و ترویجی لازم هنوز صورت نگرفته است. در این زمینه ضرورت دارد یک کمپین رسانه ای توسط اهالی مطبوعات ،رسانه ، دستگاه های اطلاع رسانی و فرهنگی و رسانه ای راه اندازی گردیده تا در این زمینه نقش آفرینی جدی تری داشته باشند.

  • نویسنده : یزد فردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا